200چهارشنبه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۶ ♥ 3:48
برایم نوشته ؛ 200 روز شد..کاملا اتفاقی دیدمش! دلم.. آخ دلم.. دلم دوباره.. بگذریم.. زودتر از اینها منتظرش بودم اما در جایی دیگر.. انتظار احمقانهایست به هر حال.. من احمق بودن را همیشه برتر از صفاتِخندهدار دیگری میدانستم!ایمیلم را چک میکنم.. ایمیل زده! از همان نقطهچینهای معروفش.. حرفی نداشتم برای گفتن.. چه میگفتم اصلا؟! من، من نبود؟! او روحم را
برچسب:
نویسنده: النا زمانی
تو، لُد !سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ♥ 0:31
میگویم ؛- میتونی حرف بزنی؟! جواب مثبت میدهد! تماس میگیرم، جواب نمیدهد! میگویم ؛ - چرا جواب نمیدی پَ کِ ؟!جوابش خندهدار بود! فک کرده بود میخواهم چت کنم! گوشی را در دورترین نقطهی نزدیک به خودش گذاشته بود در شارژ! اصرار میکنم و بالاخره گوشی را میآورد.. دیر شده.. چند دقیقهای گذشته.. حالا دیگر ساعت 00:02 است! بی معطلی میگویم ؛- تولــدت مبارک، سال
برچسب:
نویسنده: النا زمانی